آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

326

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

كاركنان دربار هر يك در حد منصب و شغل خود مواجب زياد دريافت مىكنند كه از درآمد شاه يا خزانه او تأمين نمىشود ، بلكه بايد از محل عوايد دهات و ايالات در نظر گرفته شود . به خان ، يك ايالت ، با چند دهكده و مزرعه تعلق مىگيرد ، به ديگران يك ، دو سه پارچه و بيشتر دهات داده مىشود كه مىتوانند به اندازهء مشخص بر آن ماليات ببندند و حق قضاوت ( به غير از صدور حكم اعدام ) به عهده آنان است . . چند تن ديگر از ماليات‌هاى گمركى و تعدادى نيز از طريق اخذ ماليات ، حتى از فاحشه‌خانه‌ها درآمد و حقوق خود را حاصل مىكنند . چنانچه شاه در مجالس عمومى ، بر سر سفره و يا اينكه به قضاوت بنشيند ، معمولا ده يا دوازده نفر از افرادى كه نام برده شد به اضافه صدر ، « 1 » منجم و حكيم « 2 »

--> ( 1 ) - Minatzim صاحب تذكرة الملوك در صفحه 20 در بيان شغل مقرب الخاقان منجم‌باشى گويد : « مشار اليه هر روزه به دستور اطباء در دولت‌خانه حاضر مىباشد كه اگر پادشاه و مقربان به جهت بناى امر و اختيار سفرى و رخت نو پوشيدن و بريدن ، تحقيق ساعات سعد فرمايند ، عرض نمايند و در خسوف و كسوف و روز مولود سلاطين وجوه تصدقى كه قورچى باشيان و ساير امرا به نظر آفتاب اثر ميرسانيده‌اند ، در اوايل ازمنه سلاطين بعضى اوقات افضل و اصلح فضلا عصر كه در درگاه معلى حاضر بوده‌اند به مستحقين مىنمودند . . . ملخص اينكه رسانيدن وجه تصدق خسوف و كسوف در روز مولود به جماعت مستحقين به منجم باشى يا ملاباشى بىنسبت نيست » - م ( 2 ) - Hakim همان صفحه از همان كتاب : « در بيان شغل مقرب الخاقان حكيم‌باشى : « مشار اليه ريش‌سفيد اطباى سر كار خاصه شريفه و انيس و جليس مجالس عام و خاص پادشاهان و معزز و مكرم بوده‌اند و شغل مشار اليه آنست كه طبابت ذات اقدس و وجود مقدس كه جان‌ها فداى نام مباركش باد نمايد و ملاحظه نبض به مشار اليه تعلق دارد و به ديگرى نسيت ندارد . . . و عطارباشى سر كار خاصه شريفه از جمله توابين عالىجاه مشار اليه و منع اطباى غيرملازم از شغل طبابت ، هرگاه وقوفى نداشته باشند به معظم اليه تعلق دارد . . . » - م